عشق جنسي عارفانه
زن , الله - تخلیه ماوراءالطبیعه انرژی جنسی
جمعه 26 خرداد1391 ساعت: 6:9 توسط:احسان

با سلام احسان جان

اینکه موقعیت اجتماعی و تحصیلی فرد چی باشه تاثیری در رابطه میسترس اسلیو نداره و حتا من خودم پزشک و مهندس هایی را هم دیدم , چه دختر و چه پسر ؛ که دوست داشتن در مقام اسلیو و ذجر جنسی قرار داشته باشن و از طرف یک موجود زیبا تحقیر بشن. و در کل ؛ این رابطه با اینکه عجیبه ولی طبیعیه و ذاتا اشکالی نداره.... از نظر حلالیت و محرمیت شرعی هم که گزینه ایه که بستگی داره به خود شخص و حتا اگر در رابطه زناشویی برای طرفین تعریف بشه باعث مستحکم تر شدن ارتباط زوجین هم میشه.... فقط چون عجیبه احتیاج داره که با کمی ظرافت برای طرف مقابل تعریف بشه.... ازدواجی که گرایشهای جنسی طرفین در اون قبل از ازدواج مشخص شده باشه به نظر من پایدار تره....

و اما در مورد چله ؛ چون خودم در این زمینه ؛ تصوف ؛ مدعی هستم ؛ لازم به توضیح میدونم:

چله رو کی تجویز کرد برای شما ؟ آیا سر خود بود یا کسی به شما دستور العمل داد؟ اگر سر خود بوده که اشتباه بوده و بی نتیجه.... یا اگر از روی کتاب بوده ؛ احتیاج به اذن استاد داشته ؛ استادی که بتونه شما رو وارد حریم چله بکنه... و اگر کسی به شما اونو تجویز کرده ؛ آیا استاد واقعی بوده؟ و آیا چله برای این منظور بوده؟ یعنی صفت رذیله مورد نظر چله با ذکر و اعمال اون در ارتباط بوده؟ اصلا چله چی بوده؟ یعنی دستورالعملهاش چی بوده؟ در عالم عرفان چله های زیادی وجود داره که معمولا برای مبارزه با شهوت ؛ چله حیوانی رو تجویز می کنن و برای صفات رذیله ؛ چله های مخصوص خودش ؛ که استاد عامل باید تعیین ذکر کنه و تعیین آداب و .......

در ضمن در عالم عرفان و به گفته عارفانی که چشم مشاهده دارند ؛ اژدهای سه سری است که غلبه بر آن بسیار سخت است و با یک چله نمی شود به مبارزه آن رفت.... جهاد اکبره..... و غلبه ای هم بر اون در نهایت حاصل نمیشه بلکه نفس رو صرفا میشه کنترل کرد و به قول عطار و عرفا ؛ هر از گاهی استخوانی هم در مقابل سگ نفس انداخت تا بهش مشغول باشه و هار نشه... یعنی این میل باید ارضا بشه .... از طریق صحیحش... و با اینکه میل عجیبه ولی باید ارضا بشه وگرنه موجب سرخوردگی و عوارض روحی و جنون میشه مخصوصا در کسانی که گرایش اسلیو دارن......

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ساعت 18:35 |

کامنت: چهارشنبه 24 خرداد1391 ساعت: 15:39 توسط:یک زن

کامنت: چهارشنبه 24 خرداد1391 ساعت: 15:39 توسط:یک زن

  با سلام و با تشکر از توجه شما

صد البته ادعاهای دنیای مجازی و ادعاهاش تا اثبات نشن نمیشه بهشون اعتماد کرد ولی محیط مجازی در کنار دروغهای بزرگش یه حسن داره و اینه که افراد راحت تر میتونن خودشون ؛ شخصیتشون و علایق و گرایشهای نهفته در روحشون رو به دور از تابوهای اجتماعی ابراز کنن.

اینکه موقعیت اجتماعی و تحصیلی فرد چی باشه تاثیری در رابطه میسترس اسلیو نداره و حتا من خودم پزشک و مهندس هایی را هم دیدم , چه دختر و چه پسر ؛ که دوست داشتن در مقام اسلیو و ذجر جنسی قرار داشته باشن و از طرف یک موجود زیبا تحقیر بشن. به نظر من ادامه این رابطه بستگی به گرایش و نظر خودتون هم داره ؛ که آیا میتونید در مقام میسترس باشید ؛ ذاتا  و واقعا؛ و نه ساختگی؟ اگر واقعا از این کار لذت میبرید ؛ پس ادامه بدید.... اما ساختگی نه ؛ چون میتونه خستگی روحی داشته باشه... از نظر حلالیت و محرمیت شرعی هم که گزینه ایه که بستگی داره به خوتون و حتا اگر خواستید میتونید اون رو به دنیای محرمیت هم وارد کنید. ..... و البته ازدواجی که گرایشهای جنسی طرفین در اون قبل از ازدواج مشخص شده باشه به نظر من پایدار تره.... به نظر من سعی کنید رابطه دو طرفه باشه تا رضایت طرفین حاصل بشه و صرفا شما مایه رضایت ایشون نباشید.. و در کل ؛ این رابطه با اینکه عجیبه ولی طبیعیه و ذاتا اشکالی نداره....
|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ساعت 18:32 |

با سلام ! Metal Man

درسته این حس هست!! ولی حرف ما اینه که هدایتش کنید!! این جنون که مثل سیل ویرانگره اگر در مقابلش سدی گذاشته بشه رودی آرام پدید میاد که جریان ثابت و روانش آبادی چندی ساله در پی داره.

از من توقع نداشته باشید که یک زوج را که قصد ازدواج دارند و در این مورد فتیش دارند به آشفته بازار بی دی اس ام رهمنون کنم.

شما هینجوری هستی ! باش!

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت.....

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم....

ولی در این مورد شکی نیست که اسلیوها فتیش دارن......

بله درسته میسترس اسلیو به رابطه جنسی نمی کشه و اون پیشنهاد اینجانب در یک مورد خاص مربوط به دو زوج جوان بود...

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 23:59 |

 

سلام و با تشکر از حسن توجه و اعتماد شما

امیدوارم که این وبلاگ حرفی برای گفتن داشته باشه و هرچند کوچک موثر واقع بشه.

همونجور که خودتون گفتید رضایت, تخلیه کامل و درک کامل جنسی یکی از مهمترین مولفه های رابطه مشترکه. هر کدوم از ما در ارتباطات جنسیمون برخی فتیشهایی داریم که متقابلا باید درک بشه . یعنی هر دو طرف باید توجه و تمرکزشون به فتیشهای هم باشه تا بهترین تخلیه جسمی و روحی حاصل بشه. شریک جنسی شما هم از نوع مردهایی است که فتیشهای خاصی داره. البته همونجور که گفته شد این نوع فتیشها یک پشتوانه روحی و روانی هم داره. به نظر من شما دو سیاست در برخورد با ایشون اتخاذ کنید. یک؛ نسبت به فتیشهای جنسی ایشون که دوست داره برده باشه , کم نذارید و کاملا درخواستهاشو اجرا کنید. چون اصلا خواستگاه اولیه این نوع ارتباط از عشق و محبته. یعنی عاشق دوست داره که از معشوقش ذجر جنسی بکشه. این یه اصله که بین همه حاکمه. مثلا اینجور افراد شدیدا نسبت به پا و جوراب معشوق فتیش دارن. و یا حتی ادرار کردن معشوق برای اونها جاذبه شدید جنسی داره. اینجور جاذبه ها رو کاملا در اختیارش بگذارید و متقابلا هم از اون بخواهید که فتیشهای شما و جاذبه های جنسی مورد علاقه شما رو در اختیارتون بذاره. چون سعی و تلاش جنسی یک طرفه در نهایت به شکست میرسه. مطرح کردن این خواسته ها از جانب ایشون کاملا عادیه و اشکالی نداره.  

اما سیاست دوم اینکه به شریکتون بفهمونید که این فقط یک سری فتیشهای جنسیه که برای هر کسی متفاوته و ایشون اینجوریه و این مسئله فقط در رابطه جنسی حاکمه و عنوان کلی ارباب و برده رو از روی این قضیه بردارید. شما ارباب اون نیستید؛ چه در رابطه جنسی و چه در زندگی مشترک. به نظر من اگر این پندار همراه اون باشه تو زندگی مشترک باعث مشکل بشه. به این قضیه و این نوع ارتباط خیلی عادی نگاه کنید و از این هیاهویی که توی وب با عنوان میسترس اسلیو راه افتاده خودتونو دور نگه دارید. نوع فاسد این ارتباط که با فیلمهای تجاری جنسی و بعضا داستانهای جعلی تو وب موجوده, به نظر من رابطه شما رو منحرف میکنه. به سبک تجاری و مصنوعی این گرایش جنسی و خشونت موجود در اونها توجهی نکنید. چون شما نه واقعا ارباب هستید و اون نه به واقع یک برده. فقط دو جوون هستید با فتیشهایی مثل هزاران جوون دیگه که همین فتیشها رو دارن و سعیتون در این باشه که اوج لذتو بهم بدین.

همچنین , شدت گرایش ایشون به این نوع ارتباط تا چه حده؟ چون مشهوره که اونهایی که تمایل به شکنجه جنسی دارن مرگ اندیش هم هستن و در نهایت به خودکشی فکر می کنن.... به نظر من اگر قصد ازدواج دارید کاملا از نظر عاطفی ایشون رو در سیطره خودتون قرار بدید.

 

 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ساعت 12:34 |

بیچاره اسلیو های ایرانی!

 

میسترس – اسلیو یکی از گرایشهای رفتارهای جنسی است که در دهه اخیر تقریبا در همه جای جهان و همچنین در ایران رواج بسیار داشته است. در مورد ایران کافی است که سری به رومهای چت یاهو بزنید, در کمتر از یک ساعت پیامها و آی دیهای مختلف با مضامین میسترس و اسلیو را می یابید. میسترس همان مونث مستر و به معنای ارباب خانم است و اسلیو به معنای برده. این نوع گرایش جنسی هم دارای ریشه ای روانشناختی و هم دارای ریشه ای الهیاتی است. عموم افراد غربی درگیر این نوع گرایش از ماهیت روانشناختی آن اطلاع کافی دارند ولی ریشه الهیاتی آن غالبا ناشناخته است, در ایران نیز که ریشه الهیاتی بماند! عموما کسانی که تمایل به آن دارند از ماهیت روانشناختی آن نیز بی خبرند!

یکی از فیلمهای جالبی که به بررسی این پدیده در ابتدای ظهور آن در غرب پرداخت فیلم سالو و یا همان 120 روز در سدوم (سدوم نام شهر قوم حضرت لوط) است, که البته بیشتر جنبه های روانشناختی آنرا مورد بررسی قرار داد:

سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم (به ایتالیایی: Salò o le 120 giornate di Sodoma) نام فیلمی به کارگردانی پیر پائولو پازولینی، کارگردان ایتالیایی، ساخته ۱۹۷۵ می‌باشد.فیلم بر اساس کتاب ۱۲۰ روز در سودوم نوشته مارکی دوساد ساخته شده است.فیلم به علت خشونت سادیستی عریان و گرافیکی‌اش از زمان اکران تا به حال جنجالی بوده است.در برخی کشورها نیز تاکنون اجازه اکران به فیلم داده نشده است.پازولینی اندکی قبل از اکران این فیلم بود که به قتل رسید.

از نظر روحی و روانی کسانی تمایل به این نوع رفتار پیدا می کنند که دارای نوع خفیفی از سادیسم و مازوخیسم جنسی هستند. آنهایی که تمایل به سادیسم, دیگر آزاری جنسی, دارند در مقام ارباب قرار گرفته و آنهایی که تمایل به مازوخیسم, خودآزاری جنسی دارند, در مقام برده قرار می گیرند و نوعی رفتارهای پرستش گرایانه نسبت به ارباب جنسی خود نشان می دهند. البته این نوع گرایشهای روانی از نوع خفیف آن است.

از نظر دینی میتوان ریشه این رفتار و خواستگاه آنرا در هندوییسم و آیین پرستش نیروی مونث, الهه شکتی, جستجو کرد که در نهایت منجر به پیدایش آیین تانترای دست راستی گشت. در این آیین, که هنوز هم در هند و برخی کشورهای غربی رواج دارد, پیروان با برقراری جلسه هایی که منجر به روابط جنسی با نیروی مونث می شود به پرستش این الهه مونث و قوه زنانه آن که خالق جهان است می پردازند. (ر.ک تاریخ جامع ادیان, تانترا). در این نوع آیینها نوعی پرستش پای الهه زن وجود دارد که دقیقا متناظر با فوت فتیش رایج در میان میسترس-اسلیو هاست.

عموم کسانی که درگیر این نوع روابط هستند از این خواستگاه هندی غافل اند و انواع ایرانی آنهم که اصلا این قضیه را تبدیل به چیز دیگری کرده اند!

چندی پیش در فیس بوک مشغول بررسی پروفایل چندتا به اصطلاح میسترس ها بودم, به عنوان مثال:

 

میسترس الهه‏

مردهای کثیف و حیوان : باید به پاهام بیفتند و عاجزانه با زبونشون پاهامو تمیز کنن *** این سزای مرد بودن آنهاست ***

 

گویا این میسترس ایرانی, این گرایش جنسی را با گرایشات فیمینیستی و مرد ستیزانه و خالی کردن عقده های زن و شوهری سابق..........اشتباه گرفته است, و

 

ميسترس

رومینا‏

ميسترس روميناهستم.چندماهي هست كه ازآلمان برگشتم وتصميم به گرفتن 3تابرده براي كارهاي شخصي خودم دارم اما چون ميسترس بودن شغل من هست،فقط ازاين 3برده پول نميگيرم.بشرطيكه تمام وقت درخدمتم باشن.بايدكاري كنيد كه بهتون اعتمادكنم......

 

گویا این یکی هم اصلا از همه جا بی خبر است و این گرایش را با برده داری, آنهم برده داری عصر بربریت اشتباه گرفته و در این قضایا بیشتر به دنبال کلفت و مستخدم میگردد!

بهرحال گویا باید به فهرست ویکی پدیا یک نوع میسترس اسلیو ایرانی هم اضافه کرد که در آن ویژگی خاص خانمهای ایرانی حکم فرماست و اسلیوهای بیچاره, نوکری و خدمت و کلفتی هم می کنند و آماج حملات مردستیزانه و عقده های باقی مانده از دوران سابق زن و شوهری و انواع شکنجه های رایج در میان سرویسهای اطلاعاتی نیز هستند!

غافل نشویم از این حدیث امام صادق (ع) که می فرماید, به ازای هر یک گناه جدیدی که انسانها از خود ابداع می کنند خداوند یک بیماری جدید در میان آنها رواج می دهد

 و آیا میتوان

 شیوع بیماریهای جدیدی از قبیل سارز, ایدز, جنون گاوی و خوکی...........و جدیدا هم کولا ... را باطن شیوع انواع انحرافات جنسی از قبیل شی میل, میسترس اسلیو, سکس گروپ, مشیینری سکس و......... دانست؟

 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 18:18 |

رابطه جنسی در چین (باستان و معاصر) - قسمت دوم
سرکوب داستانهای شهوانی و سایر انواع ادبیات عاشقانه در قرنهای دوازدهم و سیزدهم مورد سرکوب قرار گرفت و کماکم هجمه به آن شدیدتر شد. با شکل گیری جمهوری خلق چین در سال 1949م سانسور کامل به این مباحث اعمال شد و در سراسر کشور داستانهای شهوانی و پورنوگرافی از هر نوع آن ممنوع اعلام گشت. در دهه 1950م و 1960م سیاست ممنوعیت این مسایل کاملا اجرا گشت. در سراسر کشور تقریبا هیچ نوع مورد جنسی یافت نمی شد و تا اواسط دهه هفتاد مشکلاتی بر سر راه اجرای این قانون وجود نداشت. در این دوران با اعلام قانونی بودن و دسترسی گسترده پورنوگرافی در چندین کشور غربی و همچنین تماس روزافزون چین با دنیای خارج , حضور این قبیل موارد جنسی به صورت زیر پوستی در چین رواج یافت. در سالهای اخیر سرکوب پورنوگرافی در چین هم جنبه سیاسی و هم جنبه قانونگزاری پیدا کرده است. شمار بازداشتها و شدت مجازات کسانیکه درگیر پورنوگرافی هستند به جهت سرکوب کامل آن افزایش بسیار یافته است. در سال 1987م قائم مقام اداره ملی انتشارات چین اعلام کرد که طی سه سال گذشته آن 217 ناشر غیر قاونوی تحت بازداشت قرار گرفته اند. گسترده ترین بازداشتهای 1987م در نانچانگ پایتخت استان جیانگزی در ماه اکتبر اتفاق افتاد که در خلال آن 44 دلال پورنوگرافی و 80000 کتاب و مجله جنسی مصادره شدند. گزارش شد که یک خانه انتشاراتی زیرزمینی با 600 عامل فروش در 23 استان چین در حال پخش این اقلام بوده و یک ملیون یوآن سود در طی دو سال به دست آورده بو (در آن زمان معادل 300000 دلار آمریکا). در شانگهای یک کارمند راه آهن به نام کین-زیانگ-لیانگ در این رابطه محکوم به مرگ شد. لیانگ و چهار نفر دیگر در نه مناسبت مختلف اقدام به برقراری مهمانیهای جنسی کرده بودند که در آنها با نمایش فیلمهای ویدیویی پورنو با تماشاگران زن حاضر در مجلس به ایجاد رابطه جنسی پرداخته بودند. افراد دیگر درگیر این ماجرا محکوم به زندان و برخی هم محکوم زندان ابد شدند. نقطه اوج این موج سرکوب در 21 ژانویه 1988م اتفاق افتاد , هنگامیکه بیست و چهارمین جلسه کمیته دایمی ششمین کنگره ملی خلق ؛ قوانین الحاقی جدیدی را برای سخت تر کردن مجازات دلالان پورنو اتخاذ کرد. تحت این قوانین اگر مقدار کلی اقلام پورنو بین 150000 یوآن . 500000 یوآن می بود ؛ مجازات آن زندان ابد مقرر می گشت. اما دنگ زیائوپینگ , رهبر وقت چین ؛ فراتر رفت و مجازات برخی اقلام شهوانی و جنسی را مرگ اعلام کرد. دومین حمله گسترده ملی به پورنوگرافی , 37 روز پس از قتل عام میدان تیانان من ؛ در 11 جولای 1989م اتفاق افتاد که 65000 نیروی پلیس و سایر ماموران دولتی برای تحقیق از انتشاراتیها , عوامل پخش و کتابفروشیها بسیج شدند. در 21 آگوست بیش از یازده ملیون کتاب و مجله مصادره و حدود 2000 انتشاراتی و مرکز پخش و 100 کتابفروشی از صنف اخراج گشتند.                                    

همجنس گرایی نیز همانند سایر رفتارهای جنسی یکی از ویژگیهای آشنای زندگی چین باستان بوده است. اولین گزارش از همجنس گرایی به دوران سلسله شانگ (و یا یین) (تقریبا بین سده های 11-16 قبل از میلاد مسیح) باز می گردد. همجنس گرایی در آثار برخی از نویسندگان چینی به درخشش رسید. بهترین مورد در این زمینه , "آیینه زندگی نمایشی[1]" است که شاخص ترین رمان چینی در زمینه همجنس گرایی محسوب می شود و نویسنده آن "چن سن" [2]  با فصاحت و بلاغت تمام به تحسین افسون امردان می پردازد.                         

اما در چین معاصر , سیاست عمومی بر انکار و ردّ همجنس گرایی است و شخصیتهای برجسته به هنگام صحبت از آن , غالبا آنرا محکوم می کنند. یکی از وکلای مشهور دهه 80 چین , دون لی[3]؛ هنگامیکه نظر او را در این زمینه خواستند ؛ اینچنین گفت : " همجنس گرایی , در جوامع و فرنهنگهای مختلف وجود دارد ؛ و باستثنای بعضی موارد جزیی ؛ (درهمه جا) غیر طبیعی و خوار شمرده می شود. این موضوع نظم اجتماعی را بر هم می زند , به حریم شخصی و حقوقی تجاوز می کند و منجر به اخلاق مجرمانه می شود. بنابر این همجنس گرایی باید هم به صورت اداری و هم جزایی مورد تنبیه و مجازات قرار گیرد. " این نظر رسمی مبنی بر انکار و محکومیت در دهه 90 شکسته شد. در سال 1991 , طبق گزارش هاس مقامهای رسمی در شانگهای , بزرگترین شهر چین؛ نشان می داد که 10000 همجنس گرا در این شهر وجود دارد. بیمارستان چانگ زنگ در تیان جین , سومین شهر بزرگ چین ؛ گزارش  داد که از هر 366 مورد بیماری سرایتی جنسی , حداقل 61 مورد آن سیفلیس است که از طریق ارتباط جنسی مرد با مرد ناشی می شود و 80 درصد آن ارتباط مقعدی و 10 درصد آن ارتباط دهانی و 10 درصد دیگر آن ارتباط دهانی-مقعدی بوده است. بیشتر این موارد مربوط به عفونتهایی است (80 درصد آن) که از ارتباطات ناآشنا در سرویسهای بهداشتی عمومی نشئت گرفته است. سن قربانیان این گزارش از 16 تا 60 سال , دو سوم آن بین 20 تا 30 سال ؛ از طبقه کارگر و برخی هم کارمند و معلم بوده اند.  

همجنس گرایی زنان در چین از همجنس گرایی مردان نیز اختفای بیشتری دارد. برخی زنان که مشتاق به صحبت درباره همجنسگراییشان بوده اند در حال حاضر در زندان به سر می برند. دو روزنامه نگار در بررسی شان از همجنس گرایی زنان در سال 1989م ؛ آنها را راحت تر از نظایر مرد در سیستم قضایی می یافتند. متاسفانه از آن جهت که تحقیقات درباره ارتباط جنسی زنانه همواره بر پایه مصاحبه با زندانیان بوده است ؛ مردم چین به راحتی از آنها کلیشه های غیر اخلاقی و سرخورده درست کرده اند. فقدان اطلاعات عمومی درباره ارتباط جنسی در چین و سرکوب اعتقادات از سوی حکمرانان ؛ مدت زمان زیادی را به همجنس گرایان تحمیل می کند تا بتوانند زندگی طبیعی ای را در این جامعه به دست آورند.                                                                 

مبدل پوشی جنسی نیز در ادبیات چین باستان موجود است و در عصر حاضر نیز پدیده دوجنسیتی رواج پیدا کرده است. اولین مورد از جراحی دو جنسی , مرد به زن ؛ در سال 1983م در چین انجام گرفت.[4]                

Fang Fu Ruan نویسنده : فانگ فو روآن  

        منابع:    

Chan, W., trans. and comp. A Source Book in Chinese Philosophy. Princeton, N.J.: Princeton Univ. Press, 1963.

Chou, E. The Dragon and the Phoenix. New York: Arbor House, 1971.

Humana, C., and W. Wu. The Chinese Way of Love. Hong Kong: CFW Publications, 1982.



[1] The Mirror of Theatrical Life

[2] Chen Sen

[3] Dun Li

[4] ادامه این مقاله با عنوان "تغییر اعتقادات جنسی در چین معاصر" ادامه می یابد که در حوصله این تحقیق نیست و متن انگلیسی آن ارائه می گردد:

Changing Attitudes Toward Sex in China Today

For much of China's history, the government was generally lax in enforcing laws pertaining to sexual behavior. Not until the 12th century, in the Sung dynasty, did the government begin to develop a consistent policy of exercising control over the sexual life of the people, and official constraints on sexual expression developed into a pervasive cultural conservatism. By the beginning of the Ming dynasty, repressive institutions and policies were firmly in place, and continued to be in force throughout the Ming and Ching dynasties. Thus, for example, writing about and publicly discussing sex were forbidden. Strict censorship and other controls persisted after the establishment of the Republic of China in 1912. Despite the Chinese Communist Party's declared support of women's liberation, little changed after the establishment of Communist rule in 1949. In fact, the prevailing atmosphere, perhaps the most repressive period in all Chinese history, is maintained not only by informal social sanctions, but as a matter of government policy. The only sexual behavior acknowledged to be legally and morally permissible is heterosexual intercourse within monogamous marriage. Every imaginable variation is explicitly proscribed: prostitution, polygamy, premarital and extramarital intercourse (including cohabitation arrangements), homosexuality, and variant sexual behavior are all illegal. Because sexual expression is viewed with contempt as the least important activity of life, not only are pornography and nudity banned, but any social activity with sexual implications—such as dancing—may be subject to restrictions. Even marriage is given little consideration. Thus, China's official prudishness and restrictiveness are unrelieved by any appreciation of individual happiness or romantic love. But, beginning in the late 1970s, the increased tolerance of nonmarital cohabitation in the West began to influence China's younger generation. College students and young intellectuals in particular were attracted to this lifestyle. Some of the younger or more open-minded sociologists also asserted the necessity of overcoming the disadvantages of traditional marriage. Actually practicing cohabitation was an act of courage. Unlike Americans dealing with such impediments as reluctant landlords or restrictive zoning ordinances, these young Chinese risked arrest. These policies are at odds with recent changes of attitude among the Chinese people. In a survey of 23,000 people in 15 provinces conducted by the Shanghai Sex Sociology Research Center in 1989-90, 86 percent of the respondents said they approved of premarital sex. In short, in spite of the official attitude of repression, China is changing.

 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در سه شنبه دوم فروردین 1390 ساعت 13:49 |

اوشو

اوشو

عقاید اوشو آمیزه ای از برهنه گرایی؛ همجنس گرایی و تکنیکهای عمل جنسی است. در رویه برهنه گرایی همانند برهنه گرایان معتقد به شکستن تابوی آن و تعدیل عقده های جنسی از آن طریق است. او همچنین تفاوتی میان زن و مرد قایل نیست و همجنسگرایی را عملی فطری و عادی میشمارد ودر رویه تکنیکها نیز برخی اعمال عرفان هندی را با مسایل جنسی می آمیزد. او معتقد است که از لحاظ سطح انرژی؛ عمل جنسی در حالت عادی در حد پایین ترین سطوح انرژی عالم هستی است. اما اگر همین انرژی پایین دست همراه با روشن بینی و مراقبه باشد قابلیت ارتقا به سطوح بالای انرژی یعنی الوهیت را داراست. او معتقد است اگر نزدیکی زن و مرد همراه با مراقبه ؛ تمرکز بر چشم سوم و عاری از هرگونه تنش باشد منجر به ارگاسمی طولانی ( ارگاسم سه ساعته؛ که البته در حد یک ایده آل است و هنوز هیچ کس تجربه آنرا نداشته است ) می شود. ارگاسمی که حالی از انزال است و قدرت آن تا حدی است که انسان را از تجربه مجدد جنسی بی نیاز می کند.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ساعت 17:17 |

رابطه جنسی از دیدگاه ادیان

تمامی ادیان الهی آزادی عمل جنسی و برهنگی  در سطح جامعه را برای پیروان خود ممنوع کرده اند و به تشویق رابطه جنسی در سطح خانواده پرداخته اند. دین اسلام در این مورد بیشترین دستورات را داراست و اولین مکتبی است که تکنیکهای رابطه ؛ معاشقه و روشهای بهداشت جنسی را به پیروان خود آموزش داده است:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 11:37 |

نودیسم و نیچرالیسم

نودیسم (برهنه گرایی)

این گروه مستقیمابه مسئله روابط جنسی نمی پردازد بلکه راهکاری غیر مستقیم برای کنترل آن ارائه میدهد.

آنها معتقد به شکستن تابوی برهنگی و تخلیه انرژی کاذب هوسرانی سکسی از این طریق هستند.آزادی برهنگی میتواند عقده های جنسی را کاهش داده و آنرا در جهت مناسب و متعادل هدایت کند. این گروه سواحل مخصوص و مکانهای خاص و باشگاههای خاص خود را دارا هستند که همه افراد و خانواده های عضو در آن گرد آمده و کاملا برهنه به فعالیتهای عادی و زندگی معمول خود میپردازند. این گروه به فعالیتهای بشردوستانه؛ حفظ محیط زیست؛  صلح گرایانه و ورزشها و تورهای گروهی کاملا برهنه در انظار عمومی نیز میپردازند. آنها بخش عمده ای از انرژی نهفته در شهوت جنسی را کاذب و در اثر تابوی برهنگی میدانند .

خانواده های بسیاری عضو این گروه هستند که فرزندان خود را از کودکی به برهنگی عادت داده و پدر و مادر و خواهر و برادر کاملا برهنه در کنار هم به فعالیت میپردازند. این گروه فقط برهنگی را ترویج داده و از عمل جنسی در انظار می پرهیزند.

 

نیچرالیسم (برهنگی در طبیعت)

این گروه را میتوان زیر مجموعه ای از برهنه گرایان در نظر گرفت ؛ که همچنان معتقد به برهنگی و شکستن تابوی آن هستند ولی صرفا در طبیعت. آنها معتقد اند که بدن انسان ارتباط تنگاتنگی با طبیعت دارد و برهنگی کامل در طبیعت میتواند در تعدیل روحی انسان مفید باشد. طبيعت گراها گاهي هفته ها به همراه خانواده خود بدون لباس در مكان هاي طبيعي و خوش آب و هوا اردو مي زنند و آلايش شهر را از خود پاك مي كنند. قوانين طبيعت گراها كه اكثرا نيز از فعالان محيط زيست نيز هستند هيچ فرقي با ناديسم ها ندارد و كاملا از آن تبعيت مي كند و درنتيجه انجام هر گونه اعمال جنسي در ملا عام براي آنها ممنوع است. اكثر طرفداران ناديسم معتقدند كه ناديسم بايد از كودكي آغاز شود زيرا اگر كودك از ابتداي كودكي به عرياني اطرافيان خود به ويژه والدين مواجه شود تابوي لخت بودن برايش مي شكند و ديگر هيچ گاه شكستن اين تابو برايش هيجان آور نخواهد بود . اين كودك تا آخر عمر عقده هاي جنسي نخواهد داشت ،‌چشم چراني برايش لذتي ندارد و براي ارضاي خود به تجاوز ، خيانت و خلاصه سكس ممنوع روي نمي آورد. ناديسم گاهي جنبه اعتراض به خود مي گيرد كه همان طور كه قبلا اشاره شد يكي از موثرترين شيوه هاي اعتراض در غرب است . براي مثال در جنگ آمريكا و عراق ناديسم ها بيشترين اعتراض را به سياست هاي بوش داشتند كه البته كمتر در رسانه ها پخش شد .ناديسم ها در اين شيوه به صورت نيمه يا كامل در خيابان و معابر عمومي لخت مي شوند و
به موضوع مورد نظرشان با پلاكاردهاي در دست يا شعار اعتراض مي كنند. شيوه ديگر اعتراض ناديسم ها به صورت خوابيدن لخت به صورت دست جمعي در برابر سازمانها يا ارگانهاي مورد اعتراض است.(برداشت از سایت نیچرالیسم)

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 0:32 |

همجنس گرایی

این گروه معتقد به تخلیه انرژی جنسی نه از طریق جنس مخالف بلکه از طریق همجنس است. این گروه همانند سایر گروههای دیگر در سایه آزادی جنسی لیبرال دموکراسی در غرب گسترش یافته است و در سالهای اخیر درپی فعالیتهای اجتماعی خود تا حد زیادی موفق به شکستن تابوی سنتی همجنس گرایی شده و این عمل را به صورت امری عادی جلوه داده؛ به طوریکه در قانون اساسی برخی کشورها؛ همجنس بازان قوانین و حقوق مدنی مربوط به خود را دارا هستند و حتا به دنبال قانونی کردن ازدواج رسمی همجنسی در قانون اساسی کشورهای خود نیز هستند. آنها معتقدند افراد همجنس ‌گرا مي‌توانند به يكديگر عشق بورزند، يعني به همان شکلي که افراد معمولي يكديگر را دوست دارند آنها نيز به علت عشقي که به هم دارند مي توانند با يکديگر ازدواج کنند. بنابراين، افراد همجنس‌باز بايد حق ازدواج داشته باشند.
آنها مدعي اند ازدواج يعني تشکيل نهادي کوچک به منظور ترويج عشق ميان دو نفر، حال حتما مطرح نشده که مي بايست اين دو از جنس هاي متفاوت باشند بلکه عشق و محبت ميان دو شخص براي تشکيل اين نهاد اکتفا مي کند. اين افراد مي گويند همه زوج‌هاي معمولي صاحب فرزند نيستند، اما هيچ كس ازدواج آنها را غيرقابل قبول نمي‌شمارد. در سال ۱۹۹۲ سازمان بهداشت جهانی با بدست آوردن استنادات کافی علمی و با توجه به پذیرش جوامع مختلف همجنس بازی را از ليست امراض حذف کرد. اما هنوزدر کشورهای مختلف با افراد همجنسگرا و يا همجنس باز برخوردهای متفاوتی می شود. 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت 13:28 |

وضعیت روابط جنسی در دنیای امروز
 

تقابل رابطه جنسی و جوامع بشری در دنیای امروز را به سه گروه زیر میتوان تقسیم کرد.

 

1-کشورهای پیرو لیبرال دموکراسی.

این کشورها بر اساس عقاید فروید که پس از جنگ جهانی دوم اشاعه پیدا کرد معتقد به آزادی جنسی و برهنگی در سطح جامعه هستند و آنرا در جهت تعدیل عقده های جنسی و رهایی بشر از آن موثر میدانند. مکتبهای مختلف جنسی در پی آزادی ای که لیبرال دموکراسی به آنها داده در جوامع غرب به وجود آمده اند.

 

2-کشورهای جهان سوم و در حال توسعه.

در این کشور ها تقابل سنت و مدرنیته وجود داردوجوامع آنها به سه بخش تقسیم شده است.

الف: گروهی از جامعه که همچنان طبق سنتهای اخلاقی؛ دینی و تاریخی خود معتقد به پوشیدگی جنسی هستند.

ب-گروهی که با آگاهی کامل از بنیادهای فلسفی لیبرال دموکراسی در پی نهادینه کردن آزادی جنسی در کشورهای خود هستند.

ج-گروهی که بدون آگاهی کافی از اهداف آزادی جنسی در غرب تنها به ظاهرآن توسل جسته و به نوعی بی بندو باری و لاقیدگری جنسی رو آورده اند.

 

3-برخی کشورهای تعادل یافته میان گونه 1و2 (کشورهای سابق بلوک شرق)

 

پس از جنگ جهانی دوم همزمان با گسترش لیبرال دموکراسی ؛ نظریه فروید درباره عقده جنسی و آزادسازی انرژیهای سرکوب شده آن و عدم سد سازی و تابوسازی جامعه در مقابل آن؛ مورد پذیرش نظریه پردازهای لیبرال دموکراسی قرار گرفت. این مکتب اکنون پس از گذشت چندین سال کاملا در کشورهای پیرو آن جا افتاده و آثار آن به وضوح قابل مطالعه و بررسی است.

در همین راستا کشورهایی که همچنان ساختار سنتی اجتماعی خود را حفظ کرده بودند با این تفکر وارداتی مواجه شدند. مشکل اصلی برای این جوامع وارداتی بودن و تقلید کورکورانه مردم از ظاهر قضیه بود. برخی از مردم این جوامع آزادیهای جنسی لیبرال دموکراسی را اشتباه درک کرده و دچار نوعی لجام گسیختگی جنسی و برهنه گرایی و مد گرایی ؛ بدون در نظر گرفتن اهداف و کارکردهای مد نظر لیبرال دموکراسی شده و سنت گراها در مواجهه با آنها برخواستند. فقر اقتصادی و بازماندن جوانان از روال طبیعی ازدواج و اعتیاد روز افزون نیز مزید بر علت شده و جوانان را در برزخ جنسی مهلکی قرار داده. کشور ما در حال حاضر دچار چنین کشمکشی است.

برخی کشور های بلوک شرق سابق که سنتهای سوسیالیستی هنوز در آنها ریشه دارد و آزادی جنسی به گستردگی لیبرال دموکراتها در آن اشاعه ندارد و نسبت به سرکوب آن هم اقدام نکرده اند. به گونه ای میتوان آنها در وسط این طیف در نظر گرفت. بنیانهای خانواده هنوز در این کشورها پابرجاست و از ارزش سنتی خود برخوردار است ولی در جامعه آزادی روابط جنسی نیز تا حدی برقرار است ولی زنگ هشدار گسستن بنیاد خانواده را نیز به صدا در نیاورده است.
|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 8:17 |