عشق جنسي عارفانه
زن , الله - تخلیه ماوراءالطبیعه انرژی جنسی
دل ما كه برده بودي

دل ما كه برده بودي ، دل مردمان ربايي

تو بدين وجاهت و حسن چو ز خانه دربيايي

به قدوم خسته گفتم نتوان بدو رسيدن

پي چشم آهوي تو نتوان شدم هوايي

منم آن فتاده شيخي كه به راه تو نشسته

سر كوي خويش بنگر ز مقام كبريايي

سر كوچه ايستادن به هواي تك نگاهي

همه كار و بار ما شد ، عجبا! از اين گدايي!

نه موحدم نه مشرك نه مجاهدم نه سالك

همه مست آن حضورت ، چه شود؟ تو هم خدايي!

به حريم دستهايت نرسيده ام دمي خوش

هوس زيارت تو به سرم زده كجايي؟

به كجا توان نشستن به نظاره ات دريغا!

به شبي به خلوتي خوش كه تواش ز در درآيي

به درآيي آسماني به قدوم پر ز عطرت

سر و سجده اي گزارم ، ز محبت و صفايي

همه هست آرزويم ، دمي عاشقانه گويم

كه تو را چه دوست دارم! گل باغ آشنايي

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 12:0 |

فروغ
.................................

می فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی

او درینجاست نهان

می درخشد در می

 

 

گر به هم آویزیم

ما دو سرگشته تنها، چون موج

به پناهی که تو می جوئی، خواهیم رسید

اندر آن لحظه جادوئی موج

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه هشتم خرداد 1391 ساعت 21:42 |

ویدیو موزیک "عاشقانه" ابی : تصویری کمرنگ و زیبا از رابطه میسترس اسلیو
ضمن تشکر از همه دوستانی که پیام میگذارند و ابراز لطف می کنند و همچنین از دوستان بی نام و نشانی که باز لطف میکنند و با کلماتی گزنده و البته ناشایست ؛ما را به باد انتقاد می گیرند:

برداشتی آزاد داشتم از ویدیو موزیک "عاشقانه" ابی که با شما در میان میگذارم:

اقتدار و قدرت صدای ابی این روزها با ویدیو موزیکهای قدرتمندی درهم امیخته که در ذهن مخاطبان و طرفدارانش به یادگار می ماند. آهنگ "عاشقانه" او نیز که به سبکی کلاسیک تهیه شده است از جمله این آهنگهای تاثیر گذار و به یاد ماندنی است.

 و در عین حال تصاویر و نماهای این ویدیو موزیک برای آنهایی که دستی در روابط میسترس اسلیو دارند, یاد آور جنبه ای دیگر نیز می باشد. هر چند که این روزها , غالبا در بیشتر ویدیو موزیکهایی که رنگ و بوی جنسی , چه به لحاظ موفقیت در فروش و چه به لحاظهای دیگر , از جمله طرفداری از گونه ای خاص از گرایشهای جنسی؛  که تهیه میشوند اینگونه نماها وجود دارند.

اصولا کارگردانان این گونه ویدیو موزیکها به صورت حرفه ای سعی در جمع آوردن توجهات تمام گرایشهای جنسی در آثار خود دارند. مثلا در کل یک اثر مشاهده می شود که به لحاظ فوکوس به قسمتهای مختلف بدن زن و یا مرد حساسیت ایجاد می شود تا مخاطبان گونه های مختلف فتیش را به خود جلب کند. از این جمله است فوکوس به روی پای زن, که بسیار مورد توجه طرفداران فوت فتیش است.

در این اثر ابی نیز که کلا رنگ و بویی از رابطه میسترس اسلیو دارد در چند نما فوکوس به روی پای خانم هنرپیشه زیبا وجود دارد که در کنار اقتدار و دامیننت او بر ابی ؛ گویی تصادفی نیست و به روشنی رابطه میسترس اسلیو را برای آشنایان با این سبک نشان میدهد.

از ابتدای این اثر مشاهده می شود که خواننده در اسارت معشوقه زیبای خود به صورت دست و پا بسته وجود دارد و در این حالت ملتمسانه برای او میخواند و همچنین در انتهای اثر اقتدار این میسترس با نمایی از پای او که از ماشین قدم به بیرون میگذارد در ذهن مخاطب تداعی می شود. و در نهایت نیز اسیر خود را در آتش می سوزاند. و این اقتدار در آتش همچنان با نمایی از پای او پایان می پذیرد.

 

البته مجددا تاکید میکنم که  این مطلب برداشتی آزاد از این اثر ابی بود.....

 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در پنجشنبه یکم دی 1390 ساعت 17:54 |

دین جسمانی - قسمت دوم
. این ترس و دهشت مسیحیت بسیار متمایز از بی تفاوتی نسبت به این اعمال در میان جنگجویان ژاپنی و راهبان آن منطقه در ژاپن قبل از صنعتی شدن است که در اثر "گری لوپ"[1] با عنوان "رنگهای مردانه"[2] (1995) نشان داده شد. از مطالعات ارزشمند دیگر در زمینه جنسیت در دنیای بودیسم می توان به "بودیسم , رابطه جنسی و جنسیت"[3] (1991) اثر "جوز ایگناسیو کابزون"[4] و دو مجلد "برنارد فار" [5] با عنوان "رشته سرخ"[6] (1998) و "قدرت انکار"[7] (2003) اشاره کرد. رابطه میان فعالیتهای جنسی , بارداری و بعضی اوقات سقط جنین – که به صورت توجیه ناپذیری در مطالعه "میراندا شاو" [8] درباره پیروان الهه مونث تانترا با عنوان "روشن بینی شهوانی" (1994)[9] مورد غفلت     است. در مورد چین, تا حدی تحت Liquid Life (1992) واقع شده است – موضوع تحقیق "ویلیام لافلور" [10] در

تاثیر آثار "کریستوفر شیپر"[11] و قبل از آن "هنری ماسپرو"[12] – پیش قراول تحقیق در حوزه دائوییسم ؛ توجهات به رابطه جنسی و پرهیزهای غذایی و هم چنین ژیمناستیک ؛ جان تازه ای گرفت که در این میان "لیویا کوهن"[13] , هم به عنوان نویسنده و هم ویراستار ؛ در خط مقدم این جریان قرار داشت. هند به صورت سنتی به عنوان سرزمینی که در آن تکنیکهای جسمی از هر نوعی , تا بالاترین حد آن ؛ وجود دارد ؛ فرض می شود و تحقیقات درباره ترک دنیا و تانترا ؛ دو حد نهایت غالب آنرا نشان می دهد. "دیوید وایت" [14] - کسی که پیشنهاد داد که تانترا , و نه بکتی ؛ باید به عنوان "پارادایم غالب دینی , به مدت یک هزاره ؛ در بر گیرنده اکثریت ساکنان شبه قاره بوده است" در نظر گرفته شود – مجلدات بسیاری را به کیمیاگری ؛ "بدن کیمیایی"[15] (1996) و رابطه جنسی تانترایی ؛ "بوسه یوگی"[16] (2003) ؛ اختصاص داده است. با همین علاقه ؛ و با توجه کمتر نسبت به وجوه دینی تکنیکهای جسمی ؛ آثار "جوزف آلتر" [17] است که بحث درباره ژیمناستیک هندی با عنوان "بدن کشتی گیر" (1982)[18] و "ملی گرایی جسمی" [19] به صورت عمومی آن می پردازد. در این جریان باید به اثر با شکوه "    و "بدن مانوی"[20] (2000) ؛ از "جیسون بدوهن"[21]Rice as Self (1993) امیکو اُهنوکی-تیرنی"[22] با عنوان

که در آن اهمیت فرآیندهای جسمی را در یک دین توضیح می دهد ؛ بدنی که به صورت تحت الفظی می توان آنرا مجرد و غیرمادی انگاشت (و ارتباطات تاریخی و نظیری ممکن آن با جینیسم ؛ دین دیگری که غالبا روحانی تلقی نمی شود ؛ نیز شایسته تحقیقی دقیق است.).                              


[1] Gary Leupp

[2] Male Colors

[3] Buddhism, Sexuality, and Gender

[4] Jose Ignacio Cabezon

[5] Bernard Faure

[6] The Red Thread

[7] The Power of Deniel

[8] Miranda shaw

[9] Passionate Enlightenment

[10] William LaFleur

[11] Kristopher Schipper

[12] Henry Maspero

[13] Livia Kohn

[14] David White

[15] The Alchemical Body

[16] The Kiss of Yogini

[17] Joseph alter

[18] The Wrestler's Body

[19] Somatic Nationalism

[20] Manichaean Body

[21] Jason BeDuhn

[22] Emiko Ohnuki-Tierney

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 0:11 |

عرف را بشكن ! ترسها را به زباله دان تاريخ بريز.
و به واقع كدام زن است كه قابليت اين تجلي را داراست.
و اعتقاد ما بر آن است كه ،
هيچ زني به اوج تجلي خود نمي رسد جز آنكه كسي آينه اي شفاف در مقابل او بگيرد.
و تو ! با ما باش تا در اين آينه خود را بنگري!


http://horoof.blogfa.com
http://taveel.blogfa.com
http://eshgharefane.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در یکشنبه دوازدهم دی 1389 ساعت 21:47 |

«شنيده ايد كه به اولين گفته شده است: «زنا مكن»؛ ليكن من به شما مى گويم، هركس به زنى نظرِ شهوت اندازد، همانْ دم در دل خود با او زنا كرده است» (انجیل متى، 5: 28).
|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ساعت 20:23 |

از پشت پنجره
به خدا سجاده نشين باوقاري بودم

و يك نگاه از پشت پنجره و پرده كنار رفته كافي بود

تا تمام ايمانم را به پاي جاذبه آميخته در اندام تو بگذارم

و از آن زمان عبادت من شد نشستن پشت پنجره تا تو بيايي و پرده را به كناري بزني

و عبادت نه؛ اعتياد من شد انتظار پشت پنجره

انتظار پشت پنجره

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ساعت 16:11 |

سالو (مازوخیسم جنسی)
فیلم در ایالتی اشغال شده در قسمت آلمانی ایتالیا در سال ۱۹۴۴ می‌گذرد.فیلم به تقلید از جهنم دانته به چهار قسمت ضد دوزخ ، سیرک مجانین ، سیرک صورت‌ها و سیرک خون تقسیم شده است.

چهار مرد اصلی ماجرا به ترتیب دوک ، اسقف ، عالیجناب و رئیس جمهور خوانده می‌شوند.آنها در وهله اول موافقت می‌کنند که با دختران همدیگر ازدواج نمایند.آنها با کمک افراد خود 16 دختر و پسر جوان را می‌دزدند و به منطقه مارزابوتو می‌برند.در آنجا آنها بوسیله این دختران و پسران جوان و با کمک 4 روسپی کهنه‌کار به اعمال شنیعانه با آنها می‌پردازند و بدینوسیله خود را ارضا می‌نمایند.

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ساعت 22:2 |

ماه تلخ
نگرشی عمیق به روابط جنسی زن و مرد در فیلم

ماه تلخ (به انگلیسی: Bitter Moon، به فرانسه: Lunes de fiel)، فیلم داستانی، محصول مشترک فرانسه و آمریکا به کارگردانی رومن پولانسکی است که در سال ۱۹۹۲ توسط کمپانی‌های کانال پلوس و کلمبیا پیکچرز تهیه شد. در این فیلم به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی صحبت می‌شود.

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه هفدهم خرداد 1389 ساعت 22:10 |

شعر اروتيك حافظ!

زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست
پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست


نرگسش عربده جوي و لبش افسوس كنان
نيمه شب بر سر بالين من آمد بنشست


سر فرا گوش من آورد و به آواز حزين
گفت كاي عاشق شوريده من خوابت هست!؟


عاشقي را كه چنين باده شبگير دهند
كافر عشق بود گر نشود باده پرست...

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 22:14 |

در پاسخ به دوستي كه با الفاظي ؛ نه چندان خوشايند ؛ مورد لطف قرار داده و كامنت خصوصي گذاشته بودند:

دوست من؛

اينجانب در اين وبلاگ و در كتاب خود به ارائه يك تئوري پرداخته ام كه اين تئوري داراي چهارچوب و معادلات خاصي است كه آن معادلات به سري از نتايج مي رسد و اگر شما آنرا قبول نداريد ثابت كنيد كه اين معادلات و اين تئوري اشتباه است!! و بهترين كار براي تاييد صحت آن تجربه آن است.!

و دوستي كه گفته بودند " آقا داستان واقعي بذار!" (منظورشان داستانهاي سكسي است)

در پاسخ به ايشان داستاني را نقل مي كنم:

روزي چند كشيش مشغول قدم زدن در طبيعت بودند كه مشاهده كردند دختري در رودخانه در حال غرق شدن و دست و پا زدن است. يكي از كشيشها به درون آب رفت و دختر را نجات داد. دختر هم پس از مدتي تشكر كرد و رفت و كشيشها به راه خود ادامه دادند. اما يكي از آنها از همان بدو ماجرا و پس از آن ذهنش به اين موضوع مشغول بود كه دوستش كه دختر را لمس كرده چه احساسي داشته و اگر او به دختر كمك مي كرد چه حالي پيدا مي كرد. بالاخره دوام نياورد و همين سوالات را از دوست خود كه دختر را نجات داده بود پرسيد. دوستش پاسخ داد :" تو ساعتهاست كه در ذهن خود مشغول شهوتراني واهي با خيال آن دختر هستي در حاليكه اين موضوع براي من در همان لحظه بدون هيچ فكر جانبي ديگري جز نجات دختر پايان يافت!"

بله دوست من ! ذهن خود را با داستانهاي واهي (كه بسياري از آنها هم واقعي نيست ) درگير شهواتراني ذهني نكنيد كه هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي نتايج خوبي نخواهد داشت.

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 22:8 |

داستان زن

و داستان آفرينش از آدم شروع شد و به زن ختم شد. و داستان بازگشت از زن شروع شد و به آدم ختم شد. آنچنانكه خاتم رسولان نيز وامدار زن بود و از ميراث ناسوت به نماز و بوي خوش و زن اكتفا كرد. و زن با اينكه به دنبال آدم آمد اما گويي آدم بدون او هيچ بود و زنان تمام كننده بود و آغازگر داستاني نوين در تكامل آدم و گويي خداوند قدرت خلقت خود را با او به وديعه داد. وديعه اي رمز آلود و وسوسه انگيز.

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 23:54 |

فروغ فرخزاد

گنه كردم گناهي پر ز لذت

كنار پيكري لرزان و مدهوش

خداوندا چه مي دانم چه كردم

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

نگه كردم بچشم پر ز رازش

دلم در سينه بي تابانه لرزيد

ز خواهش هاي چشم پر نيازش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

پريشان در كنار او نشستم

لبش بر روي لب هايم هوس ريخت

زاندوه دل ديوانه رستم

فرو خواندم بگوشش قصة عشق:

ترا مي خواهم اي جانانة من

ترا مي خواهم اي آغوش جانبخش

ترا, اي عاشق ديوانة من

هوس در ديدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پيمانه رقصيد

تن من در ميان بستر نرم

بروي سينه اش مستانه لرزيد

گنه كردم گناهي پر ز لذت

در آغوشي كه گرم و آتشين بود

گنه كردم ميان بازواني

كه داغ و كينه جوي و آهنين بود

 

|+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در سه شنبه دهم شهریور 1388 ساعت 15:5 |

ماه تلخ (برداشتي آزاد از سكس در عقايد اوشو)
ماه تلخ (به انگلیسی: Bitter Moon، به فرانسه: Lunes de fiel)، فیلم داستانی، محصول مشترک فرانسه و آمریکا به کارگردانی رومن پولانسکی است که در سال ۱۹۹۲ توسط کمپانی‌های کانال پلوس و کلمبیا پیکچرز تهیه شد. در این فیلم به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی صحبت می‌شود.

  • کارگردان : رومن پولانسکی
  • فیلم‌نامه‌نویس : جف گراس بر اساس کتابی به همین نام از نویسندهٔ فرانسوی پاسکال بروکنر.
  • آهنگساز : ونجلیس
  • |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 22:17 |

    همی یادم اید ز عهد شباب

    که هم بسترم شد شبی دختری      

     به بازی گرفتم دو پستان او

    چو بازیچه در دست بازیگری

     چو دیدم نکرد اعتراضی به من

     نمودم تقاضای افزونتری

    بخندید و با غمزه و ناز گفت

    نزن دست بیهوده بر هر دری

     خدا بسته این در تو بازش نکن

     به یک شب که با من به یک بستری

    کسی باید این در گشاید که او

     شود طبق قانون مرا همسری

     

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 23:10 |

    صحنه به صحنه رقص تو در نظرم مجسم است              اين ركات موج موج آب بهشت و زمزم است

    دست به موي خود بري  ناز به چهره مي كشي               بوسه بر آن دو ابروات در نظرم مجسم است

    چون بدن لطيف تو غرقه به رقص مي شود                   قلب هزار ها نفر گر فتدش به پا كم است

    سينه نرم و نغز تو در تپش پر از تنش                          كنج بلور سينه ات اين چه كبود خاتم است

    بوي بهشت مي دهد پاي سفيد مرمرت                          بوسه به صحن اين حرم عين شفا و مرهم است

    لب به لب تو مي نهم تازه نفس كشم بلي                       راه تنفسم ببين سينه به سينه درهم است

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 22:48 |

    زهره پي بوسه چو رخصت گرفت                      بوسه خود از سر فرصت گرفت

    داد سرش رابه دل سينه جا                                به به از این متکي و متکا

    دست به زير زنخش جاي داد                               دست دگر بر سر دوشش نهاد

    تار دو گيسوش کشيدن گرفت                              لب به لبش هشت و مکيدن گرفت

    زهره يکي بوسه ز لعلش ربود                            بوسه مگو آتش سوزنده بود

    هوش ز هم برده و مدهوش هم                            هر دو فتادند در آغوش هم

    (مثنوی زهره و منوچهر(ایرج میرزا

     

     

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 20:10 |

    روزا با تو زندگی رو پر از قشنگی میبینم

     شبا بیاد تو همش خوابای رنگی میبینم

     چشم تو رنگ عسل توی چشم تو نگاه مثل شاه بیت غزل

     لب تو غنچه نیمه باز باغ تن تو آتیش سوزنده داغ

    قد تو مث سپیدار بلند دل تو نرم تر از صبح پرند

     قرمزی لبای تو تو هیچ مداد رنگی نیست خودت تو آینه ها ببین رنگ که به این قشنگی نیست

    شاخه گل حیاط ما به آب و رنگش مینازه اما تو که خونه باشی هی پیش تو رنگ میبازه

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 1:10 |

    این نقل قول های واقعی ساخته ذهن من به عنوان نویسنده این رساله نیست. بلکه تجربیات واقعی است که در اعماق زندگی تک تک انسانها وجود دارد ؛ اما شاید کمی پنهان که باید با دیدگاهی ظریف و منطقی رمزگشایی شوداما رمزگشایی زندگی طبیعی و فیزیکی انسان بدون در نظر گرفتن ماوراءالطبیعه که تاثیر مستقیم در آن دارد امکان پذیر نیست.

    روابط جنسی یکی از بنیادی ترین روابط نوع بشر است. رابطه ای حیاتی؛ شیرین و خطرناک. تمام ادیان الهی نسبت به این رابطه موضع گیری داشته و در جهت حفظ آن در راستای سازنده و معقول تلاش کرده اند. حیاتی ؛از جهت حفظ حیات نوع بشر و ایجاد تعادل روحی ، شیرین از جهت چاشنی زندگی و خطرناک از نظر قدرت عظیم طغیان و لجام گسیختگی که در آن نهفته است.

    این رساله به بررسی این قوه فعال بشری؛ نه از دیدگاه دینی ، فیزیولوژیکی؛ ایدئولوژیکی ؛ جامعه شناختی ؛ روانشناختی ...  بلکه از دیدگاه ماوراءالطبیعه میپردازد. بدیهی است که پزشکان؛ روانشناسان؛جامعه شناسان و مکاتب مختلف هریک عقاید خاص خود را دارند و بررسی این مقوله از دیدگاه آنها مبحثی گسترده و مجزا می طلبد که نه در حوصله این کتاب و نه در تخصص نگارنده آن است.

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 18:58 |

    رابطه جنسی عاشقانه

    " زن جوان به روابط جنسی خود با همسرش اشاره کرد. همسر مرحوم معشوقش. میگفت که به هنگام رابطه جنسی انرژی بسیاری در اطراف آنها پخش میشد به طوریکه آن انرژی بعضاً باعث حرکت اجسام پیرامون آنها و یا افتادن ساعت دیواری میشد."

     

    عشق-آزاد شدن انرژی- رابطه جنسی

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 18:57 |

    رابطه جنسی هوسبازانه

    "استاد حافظ شناس با حیله های روبهانه سعی در فریفتن دختر داشت. حرکات زننده او درجهت جلب توجه دختر؛ نفرت هر مردی را بر می انگیخت. او معتقد به سکس عارفانه بود. اما آنچه که من با استفاده از چشم سومم در باطن او میدیدم ؛ تلنباری از گندیده های هوس بود. گوشت بدن او گندیده بود. گندیدنی که از گندیه شده روح او ناشی میشد."

     

    هوس- انباشتگی هوس- گندیدن روح- رابطه جنسی

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 18:56 |

    داستان کنیزک و شهوت رانی او با خر( مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی)

     

     کنیزکی بود که در خانه خاتونی خدمت می کرد. این کنیزک از شدت شهوت جنسی و نیافتن شریک مناسب مرد که بتواند با او رابطه برقرار کند ؛ برای تخلیه جنسی  متوسل به خر خاتون خود شد. از آن جهت که ذکر خر بسیار بزرگ است و به هنگام شهوت بسیار بزرگتر هم میشود؛  و امکان دخول همه آن به مهبل زنانه نیست؛ کنیزک ذیرک چاره ای اندیشید. کدویی را خالی کرد؛ یک سر آنرا به اندازه قطر ذکر یک مرد سوراخ کرد و سر دیگر آنرا به اندازه ذکر خر باز کرد. ذکر خر را در کدوی طراحی شده میگذاشت ؛ به زیرخر میرفت و با او جماع میکرد. خر بیچاره از مجامعتهای پی در پی ضعیف ؛ لاغر و دچار تحلیل نیرو شده بود. خاتون خانه در پی ضعف و لاغری خر خود کنجکاو شد که بر سر او چه آمده است. روزی به صورت تفاقی از پشت در؛ کنیز خود را در حال مجامعت با خر مشاهده کرد. دچار حسرت و حسادت شد و گفت "خر مال من است پس چرا من با چنین کاری نکنم".

    خاتون شهوت زده کنیز خود را پی کاری فرستاد و هوسبازانه به سراغ خر رفت. نا آگاه از اینکه کنیزک وسیله ای حرفه ای برای این کار تعبیه کرده و با استفاده از آن ذکر بزرگ و دراز خر را مهار کرده و تنها از سر آن استفاده میکند.

    خاتون به زیر خر رفت و آلت خر را بر آلت زنانه خود نهاد. خر که مدتها در جماع با انسان حرفه ای شده بود؛ آلت خود را تا انتها در مهبل خاتون فرو برد. رحم؛ روده و جگر خاتون بیچاره از هم پاشید و در دم جان سپرد. کنیزک ار ماموریت محوله بازگشت و خاتون خود را مرده و غرق خون پیدا کرد و گفت "ای بیچاره ظاهر قضیه رادیدی و کورکورانه از من تقلید کردی و به این روز افتادی"

    |+| نوشته شده توسط حامد رضا كريمي در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 18:20 |